ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

224

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

نيكبختى هميشگى است ، و لباس امنى كه او را از زهر كژدمهاى لذات فانى دنيا حفظ كند در زير لباس زبرين خود پوشيده است ، امّا اين كه آن پندگيرى از ديگرى است براى اين است كه هر موجود ممكنى ( ممكن الوجودى ) دليل روشنى بر حكمت ذات حق است و برهانى و شاهدى بر نهايت توجّه پروردگار مىباشد پس در هر چيزى براى وجود حق نشانه اى است و آن نشانه دليل وحدانيّت اوست ( 1 ) و هر گاه نفس بر نشانهء رحمت يا خشم خدا آگاه شود برايش آشكار مىگردد كه خواستهء او چيزهايى كه نيروهاى بدنيش به آنها مايل است نمىباشد و آنچه بدان روى مىآورد هدف نيست در اين صورت از فرمانبردارى آن نيروها روى مىگرداند و از پيروى آنها كه به قانون عدالت زيان مىرساند منزجر مىشود و بى ترديد ملازمت آن قانون آدمى را براى پذيرش خوشبختيهاى هميشگى آماده مىسازد اين كلمه به روايت و صورت ديگرى وارد شده است و آن صورت ديگر اين است : السعيد من اعتبر بغيره . بنا بر اين روايت تقدير سخن چنين است : من اعتبر بغيره ، پس اگر اعتبار را به پندگيرى تفسير كنيم ميان دو روايت تفاوتى جز در لفظ وجود ندارد ، و اگر اعتبار را به تجاوز و تعدّى تفسير نماييم چنان كه پيش از اين گفتيم در توضيح لازم براى ملزوم كه ثابت شدن خوشبختى براى شخص پند گيرنده است نياز به حدّ وسطى كه پندگيرى است خواهيم داشت ، امّا مقدّمهء نخست ، اين است كه شخص پند گيرنده هر گاه بر طبق فرمان الهى بنگرد : بگو اى پيامبر به آنچه در آسمانها و زمين است بنگريد ( 2 ) پس پند گيريد اى صاحبان ديده ( 3 ) و بطور كامل شرايط نگرش را رعايت كند آن نگرش مستلزم تجاوز و رسيدن به مقصود است چون كل در بر دارندهء جزء مىباشد و هر گاه مقصود به صورت خود حاصل شود سبب مىشود كه نيروى عقلانى كامل گردد و با آن مىتواند نيروهاى بدنى را مغلوب سازد و آن را به مسالمت و كمك بر به دست آوردن خواسته هاى حقيقى بكشاند . امّا كبرا ( مقدمهء دوّم ) توضيحش در روايت نخست گذشت و بر فرض درستى اين روايت اين كلمه شايستگى دارد كه در همان قسم اوّل داخل شود و در آن هشدارى است بر وجوب پند پذيرى چون خوشبختى ذاتا مطلوب آدمى است و پندگيرى كه وسيلهء آن است

--> ( 1 ) ففى كلّ شيء له آيهء تدل على انّه واحد . ( 2 ) يونس ( 10 ) اول آيه 101 . ( 3 ) حشر ( 59 ) آخر آيه 2 .